آموزش کارآفرینی

ایده در کارآفرینی

ایده در کارآفرینی

ایده در کارآفرینی : ایده (انگاره یا طرح) در حقیقت یک طرح ذهنی است. شاید بتوان ایده دادن را اولین گام برای حل یک مشکل یا برآورده کردن یک نیاز دانست. به عبارت دیگر ایده ساده‌ترین راه حلی است که انسان در برابر یک مساله یا نیاز به آن فکر می‌کند. هر چند می‌توان یک ایده را بسط داد و پیچیده کرد.

زمان تخمین زده شده مطالعه: ۳۱ دقیقه

نمی‌توانیم از کارآفرینی و خلق کسب و کار بگوییم و از ایده حرف نزنیم. ایده کسب و کار را می‌توان نطفه‌ آن کسب و کار دانست که با تلاش و سرمایه گذاری بارور می‌شود و باعث می‌شود که یک مجموعه‌ی اقتصادی واقعی متولد شود. تعریف ایده هم مثل بسیاری از مفاهیم مدیریتی، سهل ممتنع است. همه می‌دانیم ایده چیست. اما اگر بخواهند ایده را تعریف کنیم، نمی‌توانیم این کار را به سادگی انجام دهیم. از سوی دیگر، می‌دانیم و آموخته‌ایم که قبل از تعریف و مفهوم پردازی، کلمات صرفاً کلمه هستند و نمی‌توانند مولد باشند. کلمه‌ی ایده معمولاً با مفاهیم خلاقیت و نوآوری گره خورده است. در حدی که گاهی اوقات آنها را به صورت مترادف یا هم خانواده به کار می‌برند و یا برای وزن و قافیه جمله، آنها را در کنار هم قرار می‌دهند. اما یک سوال کلیدی وجود دارد که از نظرها پنهان می‌ماند: “خلاقیت و نوآوری در ایده‌ها چه معنایی پیدا می‌کند و آیا هر ایده‌ای باید الزاماً خلاقانه یا نوآورانه باشد؟” اما جالب است بدانید که یک ایده کسب و کار، می‌تواند ثروت آفرین و ارزش آفرین باشد، اما نوآورانه یا خلاقانه نباشد و این مسئله، الزاماً از ارزش آن کم نمی‌کند.

شرح ایده، شامل معرفی محصول مورد نظراست و اینکه چرا فکر می کنیم که ایده خوبی است؟ چه تفاوتی با کسب و کارهای مشابه دارد؟ مشتریان ما چه کسانی هستند؟ ویژگی های محصول چیست؟ کارآفرین باید با واژه های مناسب و حتی با استفاده از شکل و نقشه، معرفی محصول را طوری بیان کند تا هرکسی که متن را می خواند، بداند که او چه می گوید.

ایده یابی در کارآفرینی

ایده یابی، عبارت است از پژوهش و تحقیق سیستماتیک برای پیداکردن ایده های جدید. یک کارآفرین برای دسترسی به تعدادی ایده های مناسب و خوب، باید ایده های بسیاری را جمع کند و در اختیار داشته باشد. جستجو برای ایده ی تولید محصول جدید باید به طور سیستماتیک انجام گیرد.

به بیان دیگر، ایده متنی بر تفکری است که به این سئوالات پاسخ دهد :چه کنیم؟ چرا؟ چگونه؟ برای چه کسانی؟ پیش نیازها چیست؟

مثال ۱: ساخت گیره کفش کفش ضد یخ

چه کنیم: گیره کفش داشته باشیم
چرا: در زمستان به علت یخ زدگی معابر،چون کودکان ضعیف و بی احتیاط هستند سر می خورند
چگونه: اگر کفشی داشته باشیم که کف آن دارای میخ پلاستیکی باشد باعث افزایش سطح اسطحکاک می شود
برای چه کسانی: کودکان و نوجوانان
پیش نیازها چیست: یک کفی که دارای میح پلاستیکی می باشد و قابل نصب به کف کفش می باشد

مثال۲ : حسگر مراقبت از کودکان

چه کنیم: حسگر مراقبت از کودکان بسازیم
چرا: به دلیل اینکه کودکان نیاز به مراقبت ویژه دارند و مادران دارای کارهای زیاد در منزل می باشند
چگونه: در نقاط خطر آفرین برای کودکان یک سنسور نصب می شود و همچنین یک سنسور دیگر در لباس کودک جایگزاری می شود و در صورت نزدیک شدن کودک به فاصله چند متری نقاط خطر آفرین آژیر خطر به صدا در می آید و مادر کودک متوجه و کودک را از محل خطر دور می نماید
برای چه کسانی: کودکان
پیش نیازها چیست: سنسور های الکترونیکی

– ایده هایی که مرتبط با محصولات و چیزهای موجود می باشد به شرط تغییر در ساختار آن ایده می باشد.
 – اگر ایده فردی توسط خود شخص به محصول تبدیل شده باشد ولی هنوز ثبت نشده و یا در نمایشگاه و جشنواره ای ارائه نشده باشد هنوز ایده می باشد

چه چیزی ایده نیست؟

 – تفکری که در مورد چیزهای موجود بوده و باعث تغییر در ساختار آنها نشود ایده نیست ولی اگر محصول جدیدی را بوجود آورد ایده است. مانند ساخت تلوزیون با سایز بزرگ با ویژگی های خاص و برتر ایده نیست زیرا ساختار را تغییر نمی دهد اما ساخت یک تلویزیون با ساختار جدید مثلا ویژگی اتصال به کامپیوتر و یا LCD , LED در زمان خود ایده ولی الان ایده نیست
در یک تعریف ساده، هرآنچه برای حل یک مسئله به ذهن می‌رسد را ایده می گویند. صرفنظر از این‌که به چه میزان، عملی، کاربردی و یا منطقی باشد. هرگونه جمع‌بندی و نتیجه‌گیری یا تعمیم که بر پایه علم، آگاهی عمومی، مبانی فلسفی و پیش فرض‌های عرفی باشد، یعنی ایده. علاوه بر این در تعاریف، ایده‌ها را به‌گونه‌ای دسته‌بندی و تعبیر می‌کنند که این ویژگی‌ها را در برداشته باشند: خلاقانه، نوآورانه و مبتنی بر حل مساله باشند.

به بیان دیگر، ایده، فکر یا پیشنهاد جدید و با ارزشی است که هنوز تبدیل به محصول و یا کسب و کار نشده است.

روش های خلق ایده

منابع اصلی برای به دست آوردن ایده در کارآفرینی جدید عبارتند از:

١. تحقیق و توسعه: با تحقیق و توسعه درباره ی یک محصول، یک نیاز، یک منبع و یک فناوری می توان ایده های جدیدی بدست آورد.

٢. نظرخواهی از افراد مطلع: برای به دست آوردن ایده های جدید می توان به افراد با تجربه و فعال در طراحی، تولید، بازاریابی، فروش و تحقیقات بازار مراجعه نمود.

٣. مشتریان: با بررسی خواسته های مشتریان می توان به نیازها و خواسته های آنها پی برد. کارآفرین می تواند با انجام تحقیقات در بازار هدف و یا با تجزیه و تحلیل نظرات مشتریان در خصوص کالاهای مصرفی به ایده های جدید برسد.

۴. شرکت های موفق: می توان از تجزیه و تحلیل رفتار شرکت های موفق از جمله تبلیغات، اولویت های تحقیق و توسعه و سیاست بازاریابی آنان به ایده های جدیدی دست یافت.

۵. کانال های توزیع: فروشندگان و واسطه ها به دلیل نزدیکی به بازار اطلاعات ارزشمندی را در اختیار دارند. استفاده از تجارب افراد فعال در کانال های توزیع، کارآفرین را به ایده های جدید رهنمون می کند.

۶.  منابع مواد اولیه: دسترسی مناسب و ارزان به منابع مواد اولیه، برای محصولات مصرف کننده آن مواد اولیه، مزیت رقابتی ایجاد می کند.

٧. فناوری های در دسترس: فناوری ها با تحولات سریعی که دارند، جهت تغییرات در بازار محصولات را نیز تعیین می کنند. تحلیل فناوری های موجود و بررسی ترکیبات ممکن آنها، کارآفرین را به ایده های جدید می رساند.

٨. منابع اطلاعات بازار: مجلات بازرگانی، نمایشگاه ها، مؤسسات پژوهشی، آزمایشگاه ها، آژانس های تبلیغاتی، اطلاعات زیادی را عرضه می کنند. این اطلاعات منابع ایده های جدید است.

غربال کردن ایده ها

هدف از غربال کردن ایده ها، به حداقل رساندن تعداد ایده های جمع آوری شده است. در غربال کردن، ایده های خوب از ایده های ضعیف، جدا می شوند. برای غربال کردن ایده ها از روش مرحله ای استفاده می شود. ابتدا شرایط و عوامل اصلی و مهم که فقدان آنها باعث عدم موفقیت ایده می شود، کنترل می گردد. شرایط و عوامل اصلی محدودکننده ایده ها به ترتیب اهمیت، بررسی می شود و با بررسی هرکدام از آنها، تعدادی ایده، حذف می شود. یکی از کاربردهای تحلیل SWOT غربال کردن ایده هاست. در این تحلیل، ایده های غیرممکن، حذف می شوند. پس از حذف ایده هایی که در نگاه اول، نامناسب به نظر می ر سند، در مورد سایر ایده ها تحلیل امکان سنجی محدود، انجام می شود. در امکان سنجی محدود، برخی جنبه های کلی مانند وجود مشتری، دسترسی به منابع، دسترسی به فناوری، محدودیت های قانونی، نیاز سرمایه ای و غیره بررسی می شود. در این تحلیل، ایده های ضعیف تر، حذف می شوند و ایده های بهتر، اولویت بندی می شوند. از بهترین ایده ها، ایده ای است که به نظر کارآفرین، جذاب تر است و برای تهیه و تدوین طرح کسب وکار، انتخاب می شود.

امکان سنجی اولیه و انتخاب ایده

مطالعه امکان سنجی برای روشن کردن این است که آیا یک پروژه یا یک کسب و کار، قابل اجراست یا نه؟ به عبارت دیگر، ایده مورد بررسی، ارزش صرف زمان، هزینه و سایر منابع را دارد یا باید رها شود؟ مطالعه امکان سنجی، عدم اتلاف منابع و سرمایه گذاری های بعدی را تضمین می کند.

مفهوم کارآفرینی :

کارآفرینی واژه جدیدی است که نمی توان از طریق معنی به مفهوم واقعی آن دست یافت . این واژه به جای لغت Entrepreneurship که اصل آن از لغت Entreprendre به معنی ” متعهد شدن ” گرفته شده است. مفهوم و واقعیت اصلی هنوز شناخته شده نیست و نمی توان تعریف جامعی از آن ارائه کرد . اما می توان گفت کارآفرینی شکل ویژه ای از نوآوری است و از پیاده سازی موفقیت آمیز ایده های خلاق برای ایجاد یک کسب و کار جدید یا یک ابتکار جدید در درون یک کسب به وجود می آید.


کارآفرین کیست ؟
بطور ساده می توان گفت کارآفرین به شخص حقیقی یا حقوقی گفته می شود که توانایی تحمل ریسک را دارد و می تواند یک ایده را به فعالیت اقتصادی تبدیل کند . کارآفرین کسی است که متعهد می‌شود مخاطره‌هـای یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی ، اداره و تقبل کند. در حقیقت شخص کارآفرین فرصت‌های موجود در بازار را به ثروت تبدیل نموده و در این راستا ارزش پایدار برای جامعه ایجاد می‌نماید. زندگی کارآفرینانه، زندگی است تؤام با هیجان، خطرپذیری، تنوع، تغییر، شکست تا پیروزی، شوق، تلاش، خلاقیت و فرصت گرایی. زندگی که در آن از سکون و رخوت و ناامیدی خبری نیست. به عبارتی دیگر کارآفرینی یعنی شیوه‌ای از تفکر، استدلال و کارکردن که پایه‌اش فرصت طلبی است. زندگی شغلی کارآفرینانه را افرادی انتخاب می‌کنند که دوست دارند از دیگران موفق‌تر باشند. این افراد نه از رئیس داشتن خوششان می‌آید و نه از ریاست کردن به دیگران.


چگونه یک کارآفرین شویم؟
امروز زیر تغییرات پر شتاب، گذشته و آینده در یک سازمان خلاصه شده اند. آینده به حال تبدیل شده است، پس آینده را امروز باید به خدمت درآورید. در دنیایی زندگی می کنیم که اطلاعات با سرعت نور به هر جایی فرستاده می شود. می توانید در کمتر از ۲۴ ساعت به هر نقطه از کره زمین سفر کنید. معنایش این است که زمان فشرده شده است. باید به خود بیاییم و پرواز کنیم یا پرواز کردن را بیاموزیم. برخی ها, راه انجام کارها را بهتر می دانند آموزش ببینیم, تقلید کنیم, تماشا کنیم, امتحان کنیم, فقط بیاموزیم. مقاومت در برابر تغییر گمراهیاست، با خود دشمنی می کنیم, چون زندگی, گلوله های شلیک شده به طرف ماست و زندگی سپراست از فرصت ها برای ما. حتی تهدیدها را هم می توان به فرصت ها تبدیل نمود. برخی ها, راه انجام کارها را بهتر می دانند آموزش ببینیم, تقلید کنیم, تماشا کنیم, امتحان کنیم, فقط بیاموزیم. مقاومت در برابر تغییر گمراهیاست، با خود دشمنی می کنیم, چون زندگی, گلوله های شلیک شده به طرف ماست و زندگی سپراست از فرصت ها برای ما. حتی تهدیدها را هم می توان به فرصت ها تبدیل نمود.
گمان می کنم, موضوع روشن شد. کارآفرین کیست که هوشمندانه تهدیدها را به فرصت ها تبدیل می کند. او می داند که با رشد فردی و سازگاری بی درنگ ومداوم با تحول, فرصت ها را از دست نباید بدهد. زمان ارزشمند را از دست نمی دهد, چون نخستین شلیک آخرین آن است, تکرار نمی شود.او گام های کوتاه بر نمی دارد. اگر امروزگام های کوتاه بردارد, فردا باید سریع تر بدود.
او می داند زندگی جهانی در انتظار کسی نمی ماند. مهارت هایکه سال پیش باعث موفقیت او شده است, امروز دیگر بدرد نمی خورد.
کارآفرین می داند, همه انسان ها در هر صورتی, خواه و ناخواه در چنگ بازار هستند و باید در جهت تقاضای مردم و بازار و نیاز آنها رشد نماید. بنا براین به ابزارهای نو, به فکر نو خود را مجهز می کند.او چیزهای مهم را فدای چیزهای بی اهمیت نمی کند. خلاق است, نوآور است و ریسک پذیر است. او می داند درگذشته سازمان ها در پی رقابت ها بودند و ‌در آینده سازمان ها در پی برتری در همکاری خواهند بود.
کارآفرین می داند که امروزه عمر مدل قدیمی مدیریت (تفکر دربخش بالای سازمان و عملکرد در بخش پایین سازمان) به سر آمده است. دیگر زمان مدیریت نمودن به روش دیوان سالاری و قدرت طلبانه به سر آمده است. امروزه با استفاده ازتفکر هوشمند, مشارکت انسان ها در اداره امور, مدیریت صورت میگیرد.کارآفرینان درآینده زندگی می کنند, علاقه به تغییر دارند و همیشه خلق می کنند. کارآفرینی, یعنی ایجاد چیزی ارزشمند از هیچ. کارآفرینی یک سبک زندگی است. کارآفرینی ارثی نیست, علم و دانشی است که باید با هنر به کارگیری آن تلفیق گردد.

کارآفرینی چه تفاوتی با استارتاپ دارد؟

استارتاپ هم نوعی کارآفرینی است اما شرایط آن کمی خاص است. استارتاپ یک کسب و کار نوپاست که تازه شکل گرفته و ایده‌ جدیدی دارند که می‌خواهند با آن مشکلی را حل کنند یا از فرصتی برای درآمدزایی کنند.

معمولاً استارتاپ‌ها به کمک فناوری‌های جدید ایده خود را اجرا می‌‌کنند. مثلاً راهکارهای آنلاین (اپلیکیشن یا سایت) را جایگزین روش‌های سنتی می‌کنند یا محصولی پیشرفته می‌سازند که چند کار را همزمان انجام می‌دهد یا هزینه کمتری دارد.

بگذارید چند مثال برای شما بزنیم. اسنپ وقتی اولین بار با ایده تاکسی آنلاین وارد بازار شد، یک استارتاپ بود. همین اسنپ حالا یک کسب‌وکار بزرگ و با ثبات است.

استارتاپ‌ها معمولاً مسیر پر پیچ و خمی را طی می‌کنند و ریسک زیادی را قبول می کنند. اصلاً به همین دلیل است که به استارتاپ می‌گوییم استارتاپ! چون آن‌ها نیاز به حمایت‌های خاص دارند، نیاز دارند خیلی سریع پیشرفت کنند و معمولاً سرمایه کمی برای شروع دارند.

اغلب استارتاپ‌ها هم مثل هر پروژه کارآفرینی شکست می‌خورند. اما خب درصد کمی که با ایده‌های بکر وارد بازار می‌شوند و دانش و تخصص لازم را دارند به موفقیت‌های بزرگی دست پیدا می‌کنند.

حالا که حرف از ایده شد اجازه دهید توضیح دهیم که وقتی می‌‌گوییم ایدۀ بکر منظورمان چیست؟ هر ایده‌ای که نمی‌تواند موفق شود اما از کجا بفهمیم کدام ایده خوب است و کدام ایده جواب نخواهد داد.

چه ایده‌‌هایی موفق می‌شوند؟

یک راست برویم سر اصل مطلب؛ ایده‌هایی موفق می‌شوند که چند ویژگی زیر را داشته باشند:

۱. مشکلی را حل یا نیازی را برطرف ‌کنند

هر محصولی که به بازار عرضه می‌شود در دو حالت می‌‌تواند مشکلی را حل کند یا نیازی را برطرف کند:

  •  مشکل یا نیازی که قبلاً هیچ کاری برای آن نشده یا محصولی نساخته‌‌اند.
  •  محصولی وجود دارد اما نتوانسته مشکل را یا نیاز را کامل برطرف کند.

در کل هر کسب‌وکاری سعی می‌کند یا یک محصول جدید بسازد، محصول جایگزین معرفی کند یا محصولی بسازد که مثل لوازم جانبی یا افزونه استفاده از محصول فعلی را آسان‌تر و بهتر کند.

اگر ایده شما در هیچکدام از این حالت‌ها نیست راه سختی در پیش خواهد داشت. محصولی که متناسب با نیاز کاربر نباشد.

۲. مقیاس‌پذیر باشد

هر کسب‌وکاری بهتر است از مقیاس کوچک شروع کند، اما باید به این فکر کنید که آیا ایده شما قابل توسعه است؟ آیا وقتی مشتریان شما بیشتر شوند می‌توانید محصول موردنیازشان را تأمین کنید؟

۳. محصول قیمت و سود مناسبی داشته باشد

قیمت محصول از دو جهت مهم است:

  1. قیمت تمام شده برای مشتری قابل توجیه باشد. نه قیمتش آنقدر بالا باشد که خارج از توان مشتری باشد و نه آنقدر پایین که در چشم مشتری بی‌ارزش به نظر برسد. به عبارتی قیمت نسبت به خدمت دریافتی و محصول خریداری شده متناسب باشد.
  2. قیمت طوری باش که سود خوبی برای سرپا نگه داشتن و توسعه کسب‌و‌کار بدهد.

۴. به راحتی آب خوردن کپی نشود

اغلب ایده در کارآفرینی جدید دیر یا زود کپی می‌شوند. هرچند قوانین زیادی برای حفظ حق و حقوق صاحبان ایده نوشته شده، می‌توان پتنت ثبت کرد یا حتی مجوز حق تولید انحصاری گرفت اما در نهایت هر محصولی مشابهش یا حتی بهترش تولید خواهد شد.

در این بازار پررقابت و حضور پررنگ کپی‌کن‌های ایده، نباید سراغ ایده‌هایی رفت که به راحتی آب خوردن کپی می‌شوند. یعنی اگر می‌‌خواهید یک پیتزا فروشی راه بیندازید که پیتزا را با شکل و بسته‌بندی بهتر و سریع‌تر آماده می‌کند، مطمئن باشید بعد از چند روز خیلی‌‌ها به سرشان می‌زند که پیتزا فروشی مشابه شما بزنند.

اگر فیلم بنیان‌گذار (The Founder) را دیده باشید حتماً این نکته را خوب درک می‌کنید. این فیلم داستان بنیان‌گذاران رستوران‌های زنجیره‌ای مک‌دونالد است.

با این که ایدۀ فروش همبرگر ایده جدیدی نبود، اما بنیانگذاران مک‌دونالد توانستند طوری آن را ارتقا دهند که هیچ‌کس نتوانست ایده آن‌ها را به درستی کپی کند!

البته کپی شدند اما هیچ‌کدام از کپی‌کننده‌ها نتوانست با مک‌دونالد وارد رقابت شود. به زبان ساده، ایده مک‌دونالد به راحتی قابل کپی نبود.

۵. بتوانید خوب اجرایش کنید

خیلی از ایده‌ها به ذهن آدم می‌رسد، اما قدرت اجرایش را نداریم. چند سال قبل ایده ساخت تاکسی اینترنتی به ذهنم رسیده بود، اما نه بلد بودم اپلیکیشن بسازم، نه بلد بودم چطور می‌شود راننده‌‌ها را راضی کرد به جای کار در تاکسی‌ تلفنی‌‌ها یا تاکسی‌های خطی برای شرکتی اینترنتی کار کنند.

وقتی اسنپ راه افتاد به یاد ایده‌ام افتادم. حالا با توجه به وسعت و مشکلاتی که چندبار از آن‌ها شنیده‌ام می‌فهمم که واقعاً نمی‌توانستم چنین ایده‌ای را اجرا کنم.

شما هم اگر ایده‌‌ای دارید، حتماً اول توانایی خودتان را بسنجید. شاید با یادگیری و استخدام افراد متخصص بتوان ایده‌ای را اجرا کرد اما حتماً خودتان باید تا حدودی اطلاعات و مهارت‌های اولیه را داشته باشید.

چطور ایده در کارآفرینی را قبل از اجرا تست کنیم؟

هرچقدر هم که فکر می‌‌کنید، ایده کارآفرینی شما قوی است، اما بهتر است قبل از اجرا آن را بررسی و آزمایش کنید.

برای آزمایش خیلی از ایده‌ها اصلاً نیازی نیست که هزینه کنید. مخصوصاً اگر ایده شما یک کسب‌وکار اینترنتی یا محصول دیجیتال است.

در این بخش چند راهکار کلی برای آزمایش و اعتبارسنجی ایده یا محصول قبل از شروع جدی را معرفی می‌کنیم.

۱. تحقیقات بازار انجام دهید

تحقیقات بازار یعنی جمع‌آوری، تحلیل و تفسیر اطلاعات درباره بازار و مشتریان کنونی، قدیمی یا بالقوه‌.

در این تحقیق اطلاعاتی از خصوصیات، عادت مصرف،‌ محل زندگی و نیازهای بازار هدف را پیدا می‌کنیم. بعد با تفسیر این اطلاعات می‌توانیم به سوالات متعددی جواب دهیم. سوالاتی مثل این که آیا مشتریان احتمالی حاضر هستند برای محصول ما هزینه کنند، جمعیت مشتریان بالقوه این محصول چند نفر است، کدام گروه یا طبقه اجتماعی هدف این محصول هستند و …

شاید قبل از تحقیقات بازار با حدس و گمان فکر کنیم که محصول یا ایده ما حتماً مشتری دارد. بعد از تحقیق اطلاعاتی به دست می‌آوریم که می‌‌تواند به ما اطمینان خاطر دهد یا حقایقی را که ندیده بودیم برای ما روشن کند.

برای انجام تحقیقات بازار چندین راه و روش مختلف وجود دارد.

شما یا به صورت مستقیم اطلاعاتی را از مشتریان احتمالی و کاربران سرویس خودتان جمع می‌کنید؛ یا از منابعی که اطلاعات به دردبخوری دارند استفاده می‌کنید. این منابع را به اصطلاح اولیه (Primary) و ثانویه (Secondary) می‌‌گویند.

راه‌های اطلاعات گرفتن از منابع اولیه:

  • مصاحبه
  • نظرسنجی

راه‌های جمع‌آوری اطلاعات از منابع ثانویه:

  • استفاده از آمارهای عمومی منتشر شده توسط نهادهای دولتی یا شرکت‌های خصوصی
  • تحقیق کلمات کلیدی

استفاده از هر دو راهکار در کنار هم باعث می‌شود اطلاعاتی که به دست می‌آورید دقیق‌تر و درست‌تر باشد.

در مصاحبه فردی یا نظرسنجی، اطلاعاتی را به صورت مستقیم از مشتریان احتمالی می‌گیرید. نکته مهم در این دو روش، طراحی درست سوال‌ها برای گرفتن بهترین نتیجه است. پرسیدن سوال‌هایی مثل «اگر این محصول را تولید کنم آن را می‌خرید؟» یا «برای حل این مشکل چقدر هزینه می‌‌کنید؟» کمک زیادی نمی‌‌کند و حتی بدتر امکان دارد شما را دچار خطا و اشتباه کنند.

در عوض سوالات باید متمرکز بر شناخت رفتار و دیدگاه مشتریان باشد.

هیچ وقت از مادرتان نپرسید ایده من خوب است یا نه؟ چون که اگر ایده شما افتضاح باشد مادرتان به شما دروغ می‌گوید. این یک نمونه ساده از سوال اشتباه است. کتاب «تست مامان» دقیقاً با این هدف نوشته شده تا سوال درست پرسیدن در تحقیقات بازار را آموزش دهد.

تحقیقات بازار در محصولات یا خدماتی که فروش آنها اینترنتی است نسبتاً آسان‌تر است چون می‌توانید نظرسنجی یا مصاحبه را به صورت اینترنتی و با کمترین هزینه انجام دهید. سرویس‌های پرسش‌نامه و نظرسنجی مختلفی وجود دارد که کار را بسیار آسان کرده‌اند. حتی می‌توانید پرسش‌نامه‌های تعاملی طراحی کنید که صحت جواب‌ها در آن قابل سنجش است.

در کنار روش‌های اولیه، استفاده از آمار و داده‌های منتشر شده هم مفید است. برای مثال، مرکز آمار ایران اطلاعات جمعیت‌شناختی را به صورت عمومی منتشر می‌کند. یا شرکت‌های بزرگی مثل دیجی‌کالا گزارش‌هایی از فروش ومشتریانشان منتشر می‌‌کنند که نیازها و رفتارهای بازار را به خوبی نشان می‌دهند. برای مثال نگاهی به گزارش سال ۱۴۰۰ دیجی‌کالا بیندازید.

یک روش عالی دیگر برای درک نیازها و رفتار مشتریان، علایق و دغدغه‌های آن‌ها، انجام تحقیق کلمات کلیدی است. تحقیق کلمات کلیدی به زبان ساده یعنی جمع‌آوری و تحلیل عبارت‌هایی که مردم با گوگل جستجو می‌کنند.

۲. محصولتان را در ابعاد کوچک و بدون هزینه بالا عرضه کنید

اگر محصولی دارید که قابل تولید یا عرضه در ابعاد کوچک است، به راحتی می‌توانید آن را به جمعیت کوچکی عرضه کنید و بازخوردهای آنها را ببینید. به این مثال توجه کنید

علی یک گرافیست خلاق است که می‌‌خواست یک فروشگاه اینترنتی تیشرت‌های طرح‌دار با طرح‌های خاص راه‌اندازی کند. او هنوز دستگاه چاپ روی تیشرت را نخریده است و حتی یک تیشرت چاپ شده هم نداشت. اما علی برای این که ایده خودش را تست کند، یک راه حل خوب به ذهنش رسید. علی بهترین طرح‌هایی را که داشت را به صورت موکاپ (Mockup) روی تیشرت درست کرد. بعد با هزینه کمی یک فروشگاه اینترنتی راه‌انداخت.

علی تیشرت‌ها را به صورت پیش‌خرید روی سایت گذاشت و بعد با چند تبلیغ کوچک در صفحه‌های اینستاگرامی با موضوع مد و فشن، مشتری‌هایی را به سایتش جذب کرد. با این تبلیغات توانست حدود ۱۰۰ تیشرت را پیش‌فروش کند. وقتی دید طرح‌هایش برای مردم جذاب است و حالا ۱۰۰ تا فروخته است، سریع دستگاه چاپ و تیشرت‌ها را خرید و کسب‌وکارش را شروع کرد.

این یک مثال ساده از چگونگی تست ایده با ارائه محصول در ابعاد کوچک و بدون هزینه کلان است.

از کجا و چطور ایده یا فرصت برای کارآفرینی پیدا کنیم؟

همین حالا می‌توانید در گوگل برای پیدا کردن ایده در کارآفرینی جستجو کنید.

شاید ایده‌‌های زیادی پیدا کنید‌ اما احتمال کمی دارد ایده‌ای بکر و مناسب خودتان پیدا شود. دلیل آن هم ساده است: کسی که ایده کارآفرینی خوبی پیدا کند آن را به کسی نمی‌گوید یا آن را در سایتش منتشر نمی‌کند. نکته ‌مهم‌تر که قبلاً هم گفتیم، توانایی و علاقه شما برای اجرای ایده است.

بهترین منبع برای پیدا کردن ایده، مشکلات و نیازهای خودتان یا دنیای اطرافتان است. اگر در زندگی و کسب‌وکار فعلی خودتان مشکلی می‌بینید یا اطرافیان شما مشکلی دارند که هنوز کسی فکری برای آن نکرده یعنی یک فرصت عالی برای کارآفرینی دارید.

شاید حتی مشکلی یا نیازی را نبینید اما راهی به ذهنتان برسد که با آن می‌‌توان هزینه‌ها را کمتر کرد یا سرعت انجام کار را افزایش داد.

تفکر خلاق و راه حل های جدید

یکی از مهم ترین وجوه تمایز انسان، از دیگر موجودات قدرت تفکر و خلاقیت اوست. قدرت دستکاری در ذهن و پدیده‌هاست، قدرت کشف و تولید ابزار و اندیشه‌های جدید است، که همه این‌ها به نوعی خلاقیت است. همه انسان‌ها کم و بیش خلاقند و این توانایی به درجات متفاوت در همه ما وجود دارد، مهم آن است که بتوانیم آن را شکوفا کنیم، توسعه دهیم و به خدمت بگیریم.
تفکر خلاق می تواند بهترین سلاح مبارزه با مشکل نیز قلمداد شود. انسان‌های خلاق، نگرش منفی به مشکلات را تسلیم شدن قبل از جنگ می پندارند، زیرا معتقدند مشکل نه تنها مزاحمت نیست بلکه مبارزه‌ای برای کشف راه حل است. تفکر خلاق می تواند به ما بیاموزاند که حتی وقتی با حادثه‌ای ناگوار برخورد کردیم، چگونه احساس بد و منفی خود را به احساس خوب و مثبت تبدیل کنیم.

آموزش جامع مدیریت دیجیتال مارکتینگ
آموزش جامع مدیریت دیجیتال مارکتینگ


تعریف تفکر خلاق ایده در کارآفرینی


تفکر خلاق مهارتی است که شخص از تلفیق مهارت های حل مسائل و تصمیم گیری از افکار یا روابط نو برخوردار می‌شود و قدرت کشف و انتخاب راه حل‌های جدید را پیدا می‌کند.
انواع تفکر خلاق عبارتند از: ۱-تفکر همگرا ۲- تفکر واگرا
تفکر خلاق با تفکر واگرا رابطه‌ای مستقیم دارد. افراد با تفکر واگرا سعی می‌کنند پدیده‌ها و امور افکار را آن چنان که هستند به راحتی نپذیرند، بلکه نگاه متفاوت‌تری داشته باشند و از قالب‌های فکری همسان دور شوند، به عبارتی پدیده‌ها را با چشم و منظر دیگری نگاه کنند. امّا در تفکر همگرا، فکرهای جدید و نو کمتر راه پیدا می کند و افراد امور و پدیده‌ها را آن چنان که هستند می‌بینند و می‌پذیرند.
در ادامه، انواع تفکر خلاق، تفکر واگرا و تفکر همگرا که از مسائل مطرح در خلاقیت هستند، شرح داده می­شوند. تفکر همگرا همان تفکر منطقی است که امور، مربوط به هم در نظر گرفته می‌شود و امور نا مربوط کنار گذاشته می‌شوند. در تفکر همگرا، امکان اشتباه نیست و فرد سعی دارد از اشتباه پرهیز کند. در حالی که تفکر واگرا از عرف و عادات دور می‌شود و بین امور نامربوط ارتباط برقرار می‌شود. در تفکر واگرا و خلاق، به فرد فرصت اشتباه داده می‌شود. برای افرادی که به شکل واگرا تفکر می‌کنند، به چندین جواب می‌رسند که این نوع تفکر برای خلاقیت مناسب‌تر خواهد بود اما متاسفانه در مدارس و سیستم‌های آموزشی ما سیستم تفکر همگرا بیشتر موردتوجه قرار گرفته است.
تفکر همگرا در اصطلاح زمانی به کار می رود که ما برای حل یک مسأله یا مشکل یک راه حل از پیش تعیین شده ارائه می کنیم. درواقع تفکر همگرا همان تفکر منطقی است. نمونه هایی از تفکر همگرا عبارتند از:
پاسخ به سؤال های تستی.
پاسخ به سؤال های حفظی.
به یاد آوردن نام ها، اسامی، اعداد، تصاویر، صداها، …
رو نویسی از یک تکلیف.
پیداکردن جواب های نزدیک به موضوع اصلی.
پیدا کردن راه حل های به هم مرتبط و نزدیک به هم.
پیدا کردن یک یا دو راه حل خاص برای هر مسأله.
نگاه خطی، سیاه و سفید و همه یا هیچ به مسایل زندگی.
تفکر همگرا به ویژه در حل مسایل ریاضی و علوم یک ابزار مهم شناختی است. به عنوان مثال، وقتی پرسیده می شود ۲ به علاوه ۲ چند می شود؟ احمقانه به نظر می رسد که شما به گزینه هایی غیر از «۴» فکر کنید. اما تفکر همگرا یک تفکر محدود، منجمد، انعطاف ناپذیر و خطی است و تکیه محض بر آن، ذهن را از پویایی و دیدن جهان فراتر از آنچه قابل انتظار است باز می‌دارد. در مقابل، یک متفکر واگرا همیشه در جستجوی گزینه‌های بیشتر است.
برخی مسایل در ریاضیات، مهندسی و پزشکی تنها در سطح تفکر همگرا قابل حل هستند، اما بسیاری دیگر از مسایل بخصوص آن هایی که به انسان مربوط می شوند نیاز به تفکر در سطح واگرا دارند.
تفکر واگرا به معنی نگاه کردن به یک موضوع از جهات مختلف، دادن پاسخ‌های غیرمعمول به یک مسأله، محدود نشدن به زمان و مکان و درنظرگرفتن گزینه‌های متفاوت، جدید و از پیش تعیین نشده برای یک موضوع است. درواقع تفکر واگرا همان تفکر خلاقانه است که ذهن ما را از جهات مختلف به سمت جهان باز می‌کند. به این ترتیب، بهتر قادریم جهان را از زوایای مختلف کشف و تمام احتمالات را برای حل مسایل زندگی‌مان در نظر بگیریم.
اگر می خواهید تبدیل به یک متفکر واگرا شوید، راهنمایی‌های زیر را بخوانید:
آگاهانه فکر کنید. هر زمان که می خواهید به یک سؤال پاسخ دهید، بلافاصله به خودتان بگویید: «ایست، آیا مطمئنی؟»
برای به دست آوردن بینش در مورد جنبه های مختلف یک موضوع، آن را به بخش‌های خردتر تقسیم کنید و برای هر بخش جداگانه اطلاعات گردآوری کنید.
تا می توانید سؤال بپرسید. طرح سؤال‌های زیاد یکی از بهترین ابزارها برای بررسی موضوع مورد نظر از جهات مختلف است.
از نقشه ذهنی استفاده کنید. یک دایره بکشید و موضوع یا مشکل مورد نظر را در این دایره بنویسید. در اطراف این دایره، دایره‌های دیگری بکشید و آن‌ها را با فلش به دایره مرکزی وصل کنید. سپس مشکلات یا حوزه‌های فرعی دیگری را که از این موضوع اصلی به وجود می‌آیند در این دایره‌های فرعی بنویسید. در مرحله بعد شروع به پیداکردن راه حل برای تک تک دایره‌های فرعی کنید تا به موضوع اصلی برسید.


برای حل مسایل همیشه ۴ قاعده را رعایت کنید:

سیالی: یعنی تا جایی که می توانید ایده و راه حل‌های بیشتر پیدا کنید.
انعطاف: یعنی تا جایی که می توانید ایده‌ها و راه حل‌های متنوع پیدا کنید.
اصالت: یعنی تا جایی که می توانید ایده‌ها و راه حل‌های جدید و متفاوتی که تا به حال به ذهن کسی نرسیده‌اند، پیدا کنید.
بسط: یعنی تمام جزئیات موضوع مورد نظرتان را در نظر بگیرید و اسیر تنها یک یا دو بعد نباشید.
برای حل یک مشکل، مانند یک محقق تمام منابع مانند: اساتید و متخصصان، کتاب، مقالات ایرانی، مقالات خارجی و اینترنت را جستجو کنید.
برای رشد سالم ذهنتان، به هر دو نوع تفکر خود (همگرا و واگرا) مجال رشد دهید. به این ترتیب قادرید از پیله های تاریکی بیرون بیایید و جهان را زیبا، قابل کشف و در صورت لزوم قابل تغییر ببینید.
مراحل:
۱- آمادگی: در مرحله اول افراد به امور پدیده‌های مختلف زندگی دقت و توجّه بیشتری پیدا می‌کنند، به حدی که گاهی پدیده‌های زندگی مدّت‌های طولانی ذهن شخص را به خود مشغول می‌کند.
۲- مطالعه: در مرحله مطالعه فرد با بررسی و مطالعه بیشتر روابط بین پدیده‌ها را بهتر درک می کند.
۳- تغییر: در مرحله سوم شخص به نوع روابط بین پدیده‌ها که ذهن او را به خود مشغول کرده‌اند پی می‌برد و با طرح سوال‌های مختلف در ذهن به نقد و بررسی آن می‌پردازد.
۴- پختگی: در این مرحله شخص با گذار از مراحل قبلی به درک و شناخت عمیق‌تری از روابط بین پدیده‌ها می‌رسد و گویی پدیده‌ها، جزئی از وجودش شده است.
۵-  اشراق: در مرحله اشراق شخص به پاسخ‌های ناگهانی دست پیدا می‌کند، معمولاً با کلماتی نظیر «هان» و «یافتم» متجلّی می‌شود.
۶-  وارسی: در این مرحله فرد به بررسی بهترین ایده‌ای که در مراحل قبلی به آن رسیده است می‌پردازد و درستی آن را مشخص می کند.
۷- اجرا: در این مرحله فرد افکار یا ایده‌هایی که مورد تأیید واقع شده‌اند را به مرحله‌ی اجرا در می‌آورد.


ویژگی های دارندگان تفکر خلاق


مدرسی با تاکید بر این نکته که در وجود هر انسانی حداقل یکی از انواع خلاقیت موجود است و هیچ انسانی بدون خلاقیت وجود ندارد به بیان رفتارهایی که ما را به سوی خلاقیت سوق می‌دهند پرداخت.شی

– افراد خلاق، راه هایی را جست و جو می‌کنند که از طریق آن بتوانند فکر خود را به سوی ایده‌های نو و تازه هدایت کنند.
– به همه جوانب یک موضوع و مسأله توجه دارند.
– در حل یک مسأله تمرکز حواس بیشتری را از خود نشان می‌دهند.
– به راه حل‌هایی می‌اندیشند که ممکن است از دید دیگران اهمیت چندانی نداشته باشد.
– از ربط ایده‌ها و تجربیات مختلف، نتایج جدیدی را می‌گیرند.
– افکار و عقاید خود را به راحتی مطرح و از مواجهه با عقاید مختلف استقبال می‌کنند.
– برای حل مسایل و مشکلات، راه های مختلف را بررسی و تا رسیدن به نتیجه‌ی دلخواه تلاش کنند.
– خود را محدود به آرای دیگران نمی‌کنند.
– همواره کنجکاو و در جست و جوی اطلاعات جدید و نو هستند.
– از قدرت تصویرسازی ذهنی بالایی برخوردارند، تا حدی که به تفکرات خود، عینیت می‌بخشند.
– مثبت‌نگر و پرانرژی هستند.
– معمولاً برای هر سوالی آمادگی ارائه پاسخ‌های مختلف را دارند.
– سئوال و جواب‌های غیرعادی و عجیب و غریب در آن‌ها بیشتر دیده می‌شود.


راهکارهای گسترش تفکر خلاق

– اطلاعات و تجارب خود را در موقعیت های مختلف گسترش دهیم.
– از دیگران و کودکان سوال‌هایی را بپرسیم که پاسخ های متعدد داشته باشد.
– اگر سئوال های غیرمعمولی از سوی دیگران مطرح می‌شود، سعی کنیم تا با همکاری خودشان پاسخ‌های جدید و نو را کشف کنیم.
– رفتارها و الگوهای افراد خلاق را سرمشق زندگی قرار دهیم.
– از فنون ویژه تفکر خلاق مانند «بارش فکری» به خوبی استفاده کنیم. (حمله ذهنی به یک موضوع را بارش فکری می گویند).
– تصورات ذهنی خود و دیگران را تقویت کنیم، زیرا تصویرسازی کمک می‌کند تا اطلاعات در حافظه بلندمدت بیشتر ذخیره شوند، برای مثال اگر فرزندمان داستانی از دایناسورها را می‌خواند، از او بخواهیم تصور کند که میان جنگل قرار دارد، به صدای آنان گوش دهد، بزرگی جثه‌اش را درنظر بگیرد، صدای پای آنان را بشنود و…
– در نوشتن داستان یا کشیدن نقاشی و… به جای استفاده از نمونه از طرح‌های خلاّق ذهن خود استفاده کنیم.
-هر چه را که می‌خوانیم، می‌بینیم و می‌شنویم، مهم‌ترین نکات آن را یادداشت کنیم.
– هر فکر جدیدی که به ذهن ما می‌رسد، بنویسیم.
– بازی‌های فکری، ساخت اشیا با گِل، مجسمه‌سازی، نقاشی و داستان‌نویسی موجب شکوفایی ذهن و خلاقیت می‌شوند.
– اجازه دهیم هر سئوالی را از ما بپرسند و سئوالات آنان را جدی بگیریم.
– طرح سئوال‌های باز و تکمیل جملات و داستان‌های ناتمام در رشد تفکر خلاق مؤثر است.
– به عقاید دیگران احترام بگذاریم و اجازه دهیم که تا حدّ ممکن کارهایشان را با ذوق و سلیقه خود انجام دهند.
– ابتکار و تخیل را باور داشته باشیم تا زمینه بروز فعالیت های خلاق در جامعه فراهم شود.
– سعی کنیم پاسخ‌های ما در مقابل سئوالات دیگران به گونه‌ای باشد که او را به سئوال‌های جدیدتری هدایت کنیم.
– فرصت ابتکار و نوآوری را در خانواده و مدرسه و محل کار به دیگران بدهیم.
– از موقعیت‌هایی مانند مسافرت، بازدید از موزه‌ها و رفتن به مکان‌های تفریحی و فرهنگی برای آموزش تفکر خلاق استفاده کنیم.
– احساس امنیت، شادی و آرامش از عوامل شکوفایی تفکر خلاق است، آن عوامل را از خود و دیگران دریغ نکنیم.
– هوش، استعداد، مهارت و تلاش جدی، بخشی از عوامل رشد خلاقیت به شمار می‌رود، امّا ضروری است به ایجاد انگیزه نیز توجه ویژه‌ای داشته باشیم.
– توانایی دیگران حتی کودکان را بپذیریم و باور داشته باشیم که هر فرد موجودی منحصر به فرد است و مثل و مانندی ندارد.
– وقتی کار و فکر جدید و خلاقانه‌ای را از دیگران مشاهده کردیم، با تشویق، خوشحالی و شادی خود را ابراز کنیم.
یکی از ابزارهای عملیاتی برای خلق خلاقیت استفاده از روش PAGES است. هر یک از حروف این عبارت ابتدای کلمه‌ای هستند که در ادامه شرح داده می‌شوند:
P: Parts هر مسئله‌ای از یک سری عناصر تشکیل شده است که باید هر یک از آن‌ها به طور واضح بیان کنیم تا ابعاد مسئله روشن شود.
A: Actions فهرستی از کارهایی که می‌توان راجع به هر بخش انجام داد، تهیه کنید.
G: Goals اهدافی که در روند حل مسئله قرار است برآورده شوند به روشنی بیان کنید.
E: Events فهرستی از پیش‌آمدهایی که ممکن است اتفاق بیفتند را تهیه کنید و برای مواجهه با آن‌ها آماده باشید.
S: Self-concepts در هر بخش از ابعاد مسئله، نقش و موقعیت خود را مشخص کنید تا بدانید که چه کارهایی می­توانید انجام دهید.

پنج گام تفکر طراحی

۱-    همدلی کنید (Empathize)

همدلی کردن یعنی مطلع شدن از دغدغه‌ها، نگرانی‌ها، نیازها و خواسته‌های کسی که مخاطب حل مسئله ماست. اگر قرار است کسب‌وکاری راه‌اندازی کنیم؛ قطعاً افرادی وجود دارند که می‌خواهند از محصول یا خدمت ما استفاده کنند. در اینجا باید بتوانیم با آن‌ها همدلی کنیم؛ یعنی پای صحبت‌هایشان بنشینیم و ببینیم آن‌ها دنبال چه چیزی هستند و چه انتظاراتی دارند. وقتی پای رشد و توسعه‌ی فردی و طراحی زندگی شخصی خودمان در میان باشد؛ آن کسی که باید با او همدلی کنیم، خودمان هستیم. همدلی با خود یعنی خودمان را دقیق‌تر بشناسیم؛ یعنی از نقاط قوت و ضعف، استعدادها و توانمندی‌ها، تیپ و صفات شخصیتی، باورها و مدل ذهنی، سبک ارتباطی، نظام ارزشی و چشم‌انداز شخصی، الگوهای فکری، احساسی و رفتاری خودمان مطلع شویم. همه‌ی اینها حاصل نخواهد شد، مگر این‌که برای خودشناسی وقت بگذاریم.

۲-   مسئله را تعریف کنید (Define the problem)

وقتی توانستیم با دیگران یا خودمان همدلی کنیم، حالا می‌توانیم بفهمیم مسئله‌ای که باید حل شود چیست. گاهی اوقات ما در کلاف تصمیم‌گیری گم می‌شویم؛ زیرا از ابتدا سراغ مسئله‌ی درستی نمی‌رویم. مهم است که بتوانیم مسئله‌ی اصلی را کشف کرده و درست تعریفش کنیم. برای مثال، وقتی بحث انتخاب شغل مطرح می‌شود، اغلب ما، محل کارمان را شرکتی تصور می‌کنیم که در آن یک اتاق کار به ما داده‌اند که باید پنج روز هفته از هشت صبح تا چهار بعدازظهر در آن حاضر باشیم، در حالی که امروزه وظایف مربوط به بسیاری از مشاغل به صورت پاره‌وقت، پروژه‌ای یا دورکاری قابل انجام است.
وقتی دقیق‌تر به مسئله نگاه می‌کنیم، می‌بینیم هدفمان از پیدا کردن شغل، مواردی مانند درآمد، انجام دادن کار بامعنا و داشتن آزادی عمل است؛ در نتیجه مسئله‌مان از پیدا کردن یک شغل تمام‌وقت به کسب درآمد و کار بامعنا تغییر می‌کند. این ضرب‌المثل معروف را هم شنیده‌ایم که می‌گوید:‌«تعریف درست صورت مسئله، نیمی از حل مسئله است»؛ بنابراین لازم است که وقت کافی صرف کرده و مسئله‌مان را درست تعریف کنیم.

۳-  ایده‌پردازی کنید (Ideate)

وقتی صورت مسئله تعریف شد، نوبت ایده‌پردازی برای یافتن راه‌حل است. در این بخش هیچ محدودیتی نداریم و می‌توانیم از انواع روش‌های خلاقانه استفاده کنیم. برخی از روش‌های رایج‌تر که در گام ایده‌پردازی تفکر طراحی به‌کار گرفته می‌شوند عبارتند از بارش فکری (Brainstorming)، نقشه‌ی ذهنی (Mind-map) و تهیه‌ی فهرست (‌List). هدف از این گام آن است که تا می‌توانیم راه‌حل‌های مختلف تولید کنیم و هیچ قضاوتی راجع به راه‌حل‌ها نداشته باشیم. بعد از تولید راه‌حل‌ها، آن‌ها را از بُعد اقتصادی، فنی و سایر جنبه‌ها می‌سنجیم و آن‌هایی را که اجرایی‌تر هستند، از بقیه جدا می‌کنیم
۴-    نمونه‌ی اولیه بسازید (Prototype)
حالا وقت عمل است. از میان راه‌حل‌هایی که در گام قبلی ایجاد کردیم، یکی از آن‌ها که اجرایی‌تر است و کمترین ریسک را دارد انتخاب کرده و اجرا می‌کنیم. وقتی حرف از ساختن نمونه‌ی اولیه می‌زنیم، منظورمان ساختن چیزهای عجیب و غریب نیست. برای کسی که می‌خواهد کتاب داستان بنویسد، ارسال داستان کوتاه برای یکی از مجلات مرتبط، یک نمونه‌ی اولیه است. برای کسی که می‌خواهد از طریق اینترنت دستگاه تصفیه آب خانگی بفروشد، نمونه‌ی اولیه ساختن یعنی وبلاگی ایجاد کند و محصولاتش را در آن معرفی نماید. کسی که می‌خواهد با شخص دیگری وارد رابطه‌ی عاطفی شود، می‌تواند راجع به موضوعی سر صحبت را با طرف مقابل باز کند و ببیند تا چه حد در فضای فکری مشترکی قرار دارند. هدف از ساختن نمونه‌ی اولیه این است که تا آنجا که می‌توانیم راجع به خودمان، ایده‌مان و دنیای پیرامونمان یادگیری داشته باشیم.

۵-   آزمایش کنید و بازخورد بگیرید (Test and get feedback)

بعد از ساختن نمونه‌ی اولیه نباید به همین مقدار اکتفا کنیم؛ بلکه باید تا آنجا که می‌توانیم نظرات دیگران را هم دریافت کنیم و بفهمیم از چه زوایای دید دیگری هم می‌توان به این مسئله نگاه کرد. پس از این گام، ممکن است بفهمیم در مسیر درستی گام برمی‌داریم و گام بعدی را طراحی کنیم یا متوجه شویم راه‌حلمان نیاز به اصلاحاتی اساسی دارد یا حتی به این نتیجه برسیم که این اصلاً آن چیزی نیست که دنبالش بودیم.
هر چند این پنج گام را به ترتیب ذکر کردیم؛ اما فرآیند تفکر طراحی به‌ندرت مطابق این مراحل پیش می‌رود. گاهی مستقیماً از گام سوم آغاز می‌کنیم؛ اما به گام اول برمی‌گردیم تا بفهمیم دغدغه‌های اصلی چه بوده‌اند. گاهی بلافاصله بعد از گام دوم، مستقیماً سراغ گام چهارم می‌رویم و نمونه‌ی اولیه را می‌سازیم. این فرآیند آنقدر تکرار می‌شود تا در نهایت به راه‌حلی می‌رسیم که مطلوبمان باشد. در هر صورت باید به یاد داشته باشیم، سوگیری نسبت به عمل یک اصل اساسی محسوب می‌شود؛‌ یعنی هر جا می‌توانیم اقدامی در جهت روشن‌تر شدن صورت مسئله و رسیدن به راه‌حل بهتر انجام بدهیم، باید دست به کار شویم. 
تفکر خلاق و حل مشکل دو بخش مهم از فرآیند طراحی هر سیستمی هستند. شما با انجام درست این دو فرآیند ایده‌ها را به شکلی نوآورانه به روز و با سیستم خود همگام سازی می‌کنید. از سوی دیگر مواردی که مانع خلاقیت می‌شوند را از میان بر می‌دارید. یکی از تکنیک‌های مفید و موثر در تفکر طراحی استفاده از راهکار اسکمپر است.

اسکمپر چیست؟


اسکمپر تکنیکی بسیار موثر برای افزایش خلاقیت و پرورش ایده‌های خامی است که در سر داریم. این تکنیک برای حل هر مساله‌ای که با آن روبه رو می‌شویم، کاربرد دارد. می‌توان گفت اسکمپر فهرستی از سوال‌هایی است که سبب پرورش ایده‌های جدید می‌گردد. این روش بسیار آسان، اما به طور شگفت آوری قدرتمند است. در روش اسکمپر شما حتی می‌توانید از ایده‌های موجود استفاده کنید و آنها را به ایده اختصاصی خودتان تبدیل کنید.
SCAMPER که هر حرف آن برگرفته از یک روش است، شما را در خلق ایده‌های جدید یاری می‌کند:
Substitute :S (جایگزین کردن) مثلا جایگزین کردن اپلیکیشن موبایل به جای تلفن زدن در فرآیند تاکسی گرفتن.
Combine :C (ترکیب کردن) مثلا ترکیب کردن قابلیت فیلمبرداری دوربین موبایل و سیستم تشخیص چهره در فرآیند باز کردن قفل گوشی.
Adapt :A  (اقتباس کردن، تطبیق دادن، سازگار کردن) مثلا استفاده از برنامه‌های محبوب پیام‌رسان نظیر تلگرام در وبسایت‌ها برای سازگاری با عادت‌های مشتریان.
Magnify :M (تقویت کردن) مثلا افزودن قابلیت زوم کردن روی تصاویر در اینستاگرام.
Put to Other Uses 😛 (به کار بردن در دیگر کاربردها) مثلا استفاده از دوربین موبایل به جای اسکنر در اپلیکیشن‌هایی نظیر CamScanner، Adobe Scan و Office lens.
Eliminate or Minify :E (حذف کردن یا کاهش دادن) مثلا کم کردن اِلمان‌های موجود در یک صفحه برای تاکید بیشتر روی یک مورد خاص.
Rearrange or Reverse :R (معکوس کردن یا چینش مجدد) مثلا برعکس کردن روند چت در سایت. به جای اینکه منتظر ارسال پیام از سوی کاربر باشیم، خودمان سر صحبت را باز کنیم.
چگونه از اسکمپر استفاده کنیم؟
در ابتدا مساله‌ای که مایل به حل آن هستید را در نظر  بگیرید. این مساله هر چیزی می‌تواند باشد. چه مشکلی در زندگی شخصی یا محل کار شما یا محصول یا سرویسی که قصد گسترش و بهبود دادن آن را دارید. بعد بوسیله فهرست این تکنیک درباره آن سوال‌هایی از خود بپرسید. این سوال ها سبب می‌شود در مورد مساله مورد نظر به طور متفاوتی فکر کنید و به راه حل های جالبی برسید.

.

سرفصل مقاله های رایگان آموزش کارآفرینی آکادمی راد

۱- تعریف استراتژی چیست؟۲-استراتژی کارآفرینی چیست؟۳- استراتژی مدل کسب و کار
۴-مدیریت استراتژیک کارآفرینی۵-استراتژی های کارآفرینی کسب‌و‌کارها۶-استراتژی‌های برای رشد کارآفرینی
۷-مدیریت ریسک استراتژیک کارآفرینی۸-استراتژی چیست؟۹-تدوین استراتژی کسب‌و‌کار جدید
۱۰-استراتژی های توسعه کسب و کار۱۱-استراتژی کارآفرینی کسب و کارآنلاین۱۲-تفکر استراتژیک کارافرینی چیست؟
۱۳-تعریف کارآفرینی چیست؟۱۴-استارت آپ چیست؟۱۵-چهار بعد اصلی یک کارآفرین
۱۶-کارآفرینی سازمانی چیست؟۱۷-مهارت های مورد نیاز برای کارآفرینی۱۸-مدل ذهنی کارآفرینان چیست ؟
۱۹-ایده در کارآفرینی۲۰-تست ایده کارآفرینی۲۱-برنامه ریزی کارآفرینی
۲۲-ایده چیست ؟۲۳-نوآوری چیست؟۲۴-کارآفرینی پاره وقت چیست ؟
۲۵-برنامه بازاریابی چیست؟۲۶-برنامه‌ریزی تعاملی چیست؟۲۷-برنامه عملیاتی و مالی کسب و کار
۲۸-مدیریت فرآیندهای کسب و کار BPM۲۹- اهمیت توسعه محصول۳۰- استراتژی محصول چیست ؟
۳۱- بیزینس مدل چیست ؟۳۲- فروش منحصر به فرد چیست؟۳۳- طراحی و توسعه محصول
۳۴- طراحی و تدوین طرح کسب و کار۳۵- استقرار کسب و کار۳۶- آموزش مدیریت زنجیره ای تامین
۳۷- بخش بندی بازار۳۸- تقسیم بندی بازار و بازار هدف۳۹- ماتریس SWOT چیست؟
۴۰- مدل OKR چیست؟۴۱- مزیت رقابتی چیست ؟۴۲- بیزینس پلن چیست؟
۴۳- وفاداری مشتری چیست؟‬۴۴- نحوه ارتباط با مشتری۴۵- تجربه مشتری چیست؟
۴۶- مشتری مداری چیست؟۴۷- چرخه عمر کسب و کار۴۸- مدیریت ارتباط با مشتری CRM
۴۹- شرکت دانش‌ بنیان چیست؟۵۰- برنامه ریزی استراتژیک بازاریابی۵۱- برندینگ چیست ؟
۵۲- نیاز به توسعه محصول۵۳- ماموریت شرکت چیست ؟۵۴- اکوسیستم کارآفرینی چیست؟
۵۵- بهره وری چیست ؟۵۶- خلاقیت در کسب و کار چیست؟۵۷- تیم‌سازی برای استارت‌آپ‌ها
۵۸- هک رشد چیست؟ هکر رشد کیست؟۵۹- مفهوم راه حل ها یا Solution۶۰- داستان کسب و کار چیست ؟
۶۴- پیچ استارت آپ چیست؟۶۵-لین استارت آپ چیست؟۶۶- مدیریت کنترل پروژه
۶۷- شتابدهنده کسب و کار چیست؟۶۸- هوش تجاری BI چیست ؟۶۹- هویت برند چیست؟
۷۰- استراتژی عام پورتر۷۱- کجا هم‌بنیان‌گذار پیدا کنیم؟۷۲- انواع سبک های رهبری
۷۳- مدیریت دانش چیست؟۷۴- فین تک چیست؟۷۵- فرق ایده و فرصت چیست ؟
۷۶- رهبری سطح پنجم چیست؟۷۷- MVP چیست؟۷۸- مرکز رشد (انکوباتور) چیست؟
۷۹- شتاب دهنده کسب و کار چیست ؟۸۰- برندسازی یا بازاریابی ؟۸۱- شرکت هلدینگ چیست ؟
۸۲- استراتژی STP چیست؟۸۳- تامین سرمایه برای استارتاپ۸۴-کارآفرینی دیجیتالی با سرمایه کم
۸۵-کارآفرینی اجتماعی چیست ؟۸۶-رشته تحصیلی مدیریت کارافرینی۸۷-
۸۸-۸۹-۹۰-

راه های ارتباطی با آکادمی راد در شبکه های اجتماعی

واتساپ آکادمی رادلینکدین آکادمی راداینستاگرام آکادمی رادتلگرام آکادمی رادتوییتر آکادمی رادیوتیوب آکادمی رادکلاب هاوس آکادمی راد

درباره داوود ستوده راد

فریلنسر ، داود ستوده راد هستم که به صورت حرفه ای در زمینه دیجیتال مارکتینگ فعالیت می کنم. متخصص در طراحی سایت و بهینه سازی سایت و مشاور در کسب و کار اینترنتی و استارت آپ ها هستم.

پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید